العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

7

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

همان جا زندگى ميكرد تا موهايش بلند شد . على بن الحسين عليه السلام عازم حج گرديد در بين راه بايشان عرض كردند مايل نيستى از زهرى ديدن كنى فرمود بىميل نيستم وارد غار شد همين كه او را به آن حالت مشاهده نمود فرمود بر اين كناره‌گيرى تو بيشتر بيمناكم تا از ارتكاب خونى كه مبتلاشده‌اى خونبهاى آن شخص را براى خانواده‌اش بفرست از اين غارنشينى دست بردار برو پيش خانواده‌ات و دستورات دينى خود را به كار بر . زهرى گفت واقعا مرا از فلاكت نجات بخشيدى خداوند بزرگ خوب ميداند چه كسى را راهنماى مردم قرار دهد . زهرى از آن پس ميگفت يك منادى در قيامت فرياد مىزند از جاى حركت كند سرور عبادت‌كنندگان در اين موقع حضرت على بن الحسين از جاى بر ميخيزد . صاحب كشف الغمه مينويسد : حضرت على بن الحسين در مدينه روز پنجشنبه پنجم شعبان سال 38 هجرى در روزگار امير المؤمنين ( ع ) دو سال قبل از در گذشتن به دنيا آمد مادرش كنيزى بنام غزاله بود . گفته شده نام مادرش شاه زنان دختر يزدجرد بود . جز اين نيز نقل شده . در كتاب مواليد اهل بيت نوشته است كه در سال 38 هجرى متولد شد با امير المؤمنين دو سال و با عمويش امام حسن 10 سال و با پدرش حضرت حسين ( ع ) 10 سال و مدت زندگانى آن جناب پنجاه و هفت سال بود . در روايت ديگرى است كه در سال 37 هجرى متولد شد و در پنجاه و هفت سالگى در سال 94 هجرى از دنيا رفت . پس از حضرت حسين مدت 33 سال زندگى كرد بعضى گفته‌اند در سال 95 از دنيا رفت . نام مادرش خوله دختر يزدجرد پادشاه ايران بود اين همان زنى است كه امير المؤمنين عليه السلام او را شاه زنان ناميد . بعضى گفته‌اند نامش بره دختر نوشجان بود ، و نيز گفته شده كه مادرش شهربانو دختر يزدجرد بوده او را فرزند دو برگزيده ميناميدند بواسطه فرمايش